دلم برات تنگ شده
باز جمعه شد دلم گرفت
همچو كودكي بهانه مي كند
باز منتظر شدم بيا
بيا كه ساز هم گلايه مي كند
دوباره تنگ شد دلم
نغمه خوان غصه شد دلم
بازجمعه شد منم تنها
منتظربه ره مانده


اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی!
عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم ، این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست!
همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق من است ، و بدان که همه
این دردسر ها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق من است!
این قلب سرخ و کوچک من انتظاری بالاتر از عشق دارد ! این قلب من تو را میخواهد وبه جز تو هیچ چیز از من نمیخواهد!. نه خونی میخواهد و نه نفسی ، نه زندگی را میخواهد و نه هم نفسی این قلب سرخ تنها تو را میخواهد . فقط تو را!
عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است !
به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و همدلی هستی که در اعماق قلبم نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه نزد خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی چونکه تو لایق آن هستی عزیزم!
من و تو
دوباره من دوباره تو
دو همنفس دو همزبون
دوباره عشق دوباره ما
دو همسفر دو همصدا
تو اي پايان تنهائي پناه آخر من باش
تو اين شب مرگي پائيز بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات شبم روشنترين باشه
مي خوام آئينه خونه با چشمات همنشين باشه
نياز
بهش گفتم چون دوستم داري بهم نياز داري يا چون بهم نياز داري دوستم داري؟؟
بعد از سکوتش خنديد و گفت: جمله ي قشنگيه!!! ولي...چرا هيچ وقت به جمله ي قشنگم
پاسخي نداد ؟؟ اما اگه اون يه روزي اين سوال رو ازم مي پرسيد بهش مي گفتم: چون دوست دارم بي نياز ترين آدم شهر زمينم...
باوركن دوستت دارم
اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم ...
اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم...
اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت
دارم....
اي تو فصل بهارم ، هميشه يارم ، همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم....
اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم....
اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم....
اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني ...
عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي...
به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ...
دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم ...
اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم!
باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم....
به خدا...
« خيلي دوستت دارم »
