لحظه ها خاطره اند ، زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست



اگه رنجیدی باید ازت معذرت بخوام

نازنینم....هیچوقت از این شکسته تر نبودم و نمی شم....کاش بودی و اشکم رو از رو گونه هام با اون دستای خسته ات پاک می کردی....
تو روزگار بی کسی ها یه دلی داشتم اونم سپردمش دست توتو هم دلِ نازک تر از گُلت رو به من سپردی و گفتی نگه دار....امانت دار خوبی بودم؟....
آرزومون دیدن طلوع روزِ به هم رسیدنمون بود
یه وقت دیدم که واسه من عادت تویی...هر جا می رم همسفر و همراه با وفام توهستی....یه وقت دیدم که برام دنیا شد یه نفر.اونم تو بودی....هر لحظه با تو بودم.هر لحظه با من بودی.....
از عشق تو من دنیام عوض شد...هوای دیگه ای داشتم...بی هراس از غصه و دلواپسی هر لحظه با تو بودن حس دم به دم خوشبخت شدن به من نزدیک می شد....ترس برام معنی نداشت....پای همه چی ایستاده بودیم...وحشت .... نه . نگرانی نداشتم...
وحشت من فقط از دست دادنت بود. غصه هام غصه فاصله ها بود....
تو شدی بهونه من برای گریه های مستانه ام در دل شب و تو خلوت تنهایی هام که هوای با تو بودن به سرم می زد....
یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم یادنه چشم دوخته بودم به چشات..سحرم دوستت دارم
امشب می خوام مست بشم،عاشق یک درس بشم
بدون تو نیست بودم،امشب می خوام هست بشم
یه جون ناقابلی هست، بذار فدای تو بشه
بیفته زیر قدمهات که خاک پای تو بشه
ولي بدون
دوستت دارم
چشم تو
نمی خوام حتی یه لحظه دلم از دلت جدا شه
دنیا رو می خوام همیشه توی چشمای توببینم
هر چی گل باشه تو دنیا واسه چشم تو بچینم
نمی خوام ابر سیاهی توی چشم تو بشینه
نمی خوام چشمات به جزعشق چیزدیگه ایی ببینه
نمی خوام خنجر تقدیر چشماتو ازم بگیره
نمی خوام بی توبمونم،دل من بی تومیمیره
نمی خوام قاب نگاهم خالی از چشم تو باشه
نمی خوام دردای کهنه م جزبه دست تودوا شه
من می خوام هرچی ترانست واسه چشم توبسازم
من می خوام خودم دلم رو تو قمار تو ببازم
من می خوام قصه چشمات بشه لالای شبونم
من می خوام واسه پروازچشم تو باشه بهونم
اره می خوام دل تنهام واسه چشم تو فدا شه
من می خوام هرچی که دارم نذرچشمای توباشه
چقد دلم امشب گرفته...و چه تنهايم....
