تبليغاتX
چشم انتظار

 چه قد سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو دزديده و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و نفرت شوي، حس کني که هنوزم دوسش داري، چه قد سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني امّا وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي... چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه، امّا مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري
">+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 22:33 توسط چشم انتظار |

">+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 22:40 توسط چشم انتظار |

گفته بودي، از غرورم، از سکوتم، خسته اي
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشي مغرورانه ات
شکستي تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهايي ام، خستگي ام
با تو گفتم تا بداني
با همه ناجيگري، بي ناجي ام
تو، سکوتت خنجريست
بر قلب من
و حضورت، مرهمي
بر زخم من
پس، باش
تا هميشه با من باش
حتي اگر خاموشي...
">+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:42 توسط چشم انتظار |

چه سنگين گذشت عصر باراني ام
گويي نوازش نمي کرد، باران صورتم را
وامروز دوباره شکست
تکه اي از شکسته هاي قلبم
درآن گوشه ي پاييزي
گريه ام، فريادم، تنها سکوتي بود
تا حرفهايم
در بستري از بغض بخوابند
کاش گفته بودم...
کاش گفته بودم تو روزي بتي بودي
که قلبم ستايشت مي کرد
دريغ از گوشه چشمي
که همان، بت شکنم کرد
وامروز...
بخشايش عذرم
مفهومي بي رنگ است
گمشده در اعماق تاريک قلبم
">+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:38 توسط چشم انتظار |

حقيقت دارد
 
تو را دوست دارم
 
در اين باران
 
مي خواستم تو
 
در انتهاي خيابان نشسته
باشي
 
من عبور كنم
 
سلام كنم
لبخند تو را در باران
 
مي خواستم
 
مي خواهم
 
تمام لغاتي را كه مي دانم براي تو
 
به دريا بريزم
دوباره متولد شوم
 
دنيا را ببينم
رنگ كاج را ندانم
نامم را فراموش كنم
دوباره در آينه نگاه كنم
ندانم پيراهن دارم
كلمات ديروز را
 
امروز نگويم
خانه را براي تو آماده كنم
براي تو يك چمدان بخرم
 
تو معني سفر را از من بپرسي
لغات تازه را از دريا صيد كنم
لغات را شستشو دهم
 
آنقدربراي تو بميرم 
 
تا زنده شوم

">+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 9:33 توسط چشم انتظار |

تو مدرسه بهم ياد دادن


1 سال 12 ماه


1 ماه 4 هفته است 1


 هفته 7 روزه


1 روز 24 ساعته


 1 ساعت 60 دقيقه است


اما هيشکي بهم نگفت 1 دقيقه بي تو بودن يعني 1000000000000000 سال

">+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 9:31 توسط چشم انتظار |