دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا
به کجا ؟!
به در خانه تو !
دل من عادت داشـت ،
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری ،
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!
![]()


تو نمي دوني من چي كشيدم وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام
باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام
يه شوخي بودو يه قصه تلخ وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام
خيال مي كردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات من و شكسته
رنگ اون چشات چشماي سيات زنجير دلت دستام و بسته
شايد يه حسود چشممون زده بگو كي ما رو تنهايي ديده
ولي مي دونم تو آسمونم قصه ما رو يكي شنـيـــــــــــــده
تو باور نكن هر كي بهب گفت پيشت مي مونم پيشت مي مونم
باور ندارم كه ديگه نيستي تا ته دنيا از تو مي خونم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات من و شكسته
رنگ اون چشات چشماي سيات زنجير دلت دستام و بسته
تو نمي دوني من چي كشيد وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام
باور ندارم كه ديگه نيستي حالا تو رفتي من اينجا تنهام
يه شوخي بودو يه قصه تلخ وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام
خيال مي كردم مي خواي بترسم شايد هنوزم باور نكردم
چشماي گريون دستاي خسته دوري چشمات من و شكسته
رنگ اون چشات چشماي سيات زنجير دلت دستام و بسته
شايد يه حسود چشممون زده بگو كي ما رو تنهايي ديده
ولي مي دونم تو آسمونم قصه ما رو يكي شنيـــــــــــــــــــــــــده

يه دل مي گـــــــه برم برم
يه دلم مي گـــــــه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم
بي تو چه كنـــــــم
پيش عشق اي زيبا زيبا
خيلي كوچيكــــ دنيا دنيا
با ياد توام هر جا هر جا
تركـــــــــت نكــــــــــنم
سلطان قلبم تو هستي تو هستي
دروازه هاي دلم راشكســــــتي
پيمان ياري به قلبم تو بســــتي
با من پيوســـــــــــــــــــــــتي
اكنون اگر از تو دورم به هر جا
بر يار ديگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو تمنا
اي يار زيبا


