تبليغاتX
چشم انتظار

تصویر عاشقانه-تنهایی-تصاویر عاشقانه-دلتنگی-دانلود عکس

گفتم نرو پرپر میشم گفتی: میخوام رها باشم گفتم: آخه عاشق شدم گفتی:میخوام تنها باشم گفتم: دلم گفتی: بسوز گفتی: یه عمری باز هنوز گفتم: پس عمرم چی میشه گفتی: هدر شد شب و روز گفتم: آخه داغون میشم گفتی: به من خوش میگذره گفتم: بیا چشمام تویی گفتی: آخر کی میخره گفتم: منو جنس میبینی گفتی: آره بی قیمتی گفتم: یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم: صدام میمیره باز گفتی: با درد بسوز بساز گفتم : حالا که پیر شدم گفتی: که از تو سیر شدم گفتم: تمنا میکنم

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:13 توسط چشم انتظار |

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
شب تهی از مهتاب
شب تهی از اختر
ابر خاکستری بی باران پوشانده
آسمان را یکسر
ابر خاکستری بی باران دلگیر است
و سکوت تو پس پرده ی خاکستری سرد کدورت افسوس سخت دلگیرتر است
شوق بازآمدن سوی توام هست
اما
...

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:50 توسط چشم انتظار |

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری 

تو اکنون زعشقم گریزانی

غمم را ز چشمم نمی خوانی

ازاین غم چه حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا

تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه غم

گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من آن تک درختی

که در پای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش

زخشم طبیعت شکسته

ای ساربان، ای کاروان

لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من

جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی

لیلای من چرا می بری

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:47 توسط چشم انتظار |

اینجا خانه ی من است .

فقط خانه ی من !

هیچ کـ َـس را به آن راه نخواهم دادم .

و نه حتی ، هیچ مردی را و یا عشقش را !

اینجا ، فقط

من هستم ،

شادی هایم ،

غم هایم ،

رؤیاهایم ،

و آرزوهایم .

همین

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:45 توسط چشم انتظار |

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد magnify

آنقدر دلفریبی کردم

که شیطان عاشقم شد!

...

از آن پس

من می دویدم؛

او می دوید...

...

من می رسیدم؛

او می رسید...

...

...

من می مردم؛

و او بر مزارم می گریست!!!

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:37 توسط چشم انتظار |

...! magnify

هیچی بدتر از این نیست که دقائق آخر،

یکی دستت رو بگیره و بکشدت بالا،

ولی یهو خسته بشه و دستت رو رها کنه؛

اونوقته که تیکه تیکه می شی، خورد می شی، حتی خوردتر از قبل!

اگه کسی کمک خواست و دست به طرفت دراز کرد،

یا اصلاً دستشو نمی گیری،

و یا اگه گرفتی، دیگه حق نداری رهاش کنی!

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:32 توسط چشم انتظار |

دل سرگردون
دل سرگردون 

خدایا!

دل من بی تابه!

دل من سرگردونه!

نمیدونه باید شاد باشه یا غمگین!

دنبال یه چاه میگردم!

که خالی کنم بغض هام رو،

غصه ها، سختی ها، و تمام ِ دردهام رو!

دارم می پُکم!

من این روزها به دستات احتیاج دارم!

من به حمایت ِ تو نیاز دارم!

تنهام نذار

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:30 توسط چشم انتظار |

عزيزم تولدت مبارك 

امروز روز تولد كسي كه به خاطر من به دنيا اومد...يا شايد من براي اون...اصلا ما براي هم به دنيا اومديم

ميخوام اينو بدوني كه به اندازه عشقمون دوستت دارم ... ميخوام اينو بدوني كه فقط به ياد تو گريه مي كنم

اگه تو سنگ صبور نداري ، منم ندارم ... اگه تو تنهايي ، منم تنهام ...

اگه الان روزگار ما رو از هم جدا كرده ... اگه الان نميتونم بهت بگم تولدت مبارك ... منو ببخش

 

 

 

">+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 1:25 توسط چشم انتظار |