تبليغاتX
چشم انتظار

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری

با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری
با بردن لیلای من، جان و دل مرا می بری 

تو اکنون زعشقم گریزانی

غمم را ز چشمم نمی خوانی

ازاین غم چه حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا

تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه غم

گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من آن تک درختی

که در پای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش

زخشم طبیعت شکسته

ای ساربان، ای کاروان

لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من

جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی

لیلای من چرا می بری

">+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1:47 توسط چشم انتظار |