تبليغاتX
چشم انتظار

تو را دیدم و دانستم چه خوشبخت هستی،

آنزمان که بالهایی آهنین بر فراز بی کران زندگی به پرواز در می آیی،

با تو خواهم آمد تا از بلندای کوهساران گذر کنیم

 و بر گلبرگهای سرخ شقایق فرود آییم،

با تو می آیم تا شهد شیرین شبنم صبحگاهی را
در جام نقره فام بودن بنوشیم

و مست از باده زندگی نقش عشق را بر صفحه دلهامان بزنیم

 

ولی افسوس........

">+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 10:14 توسط چشم انتظار |